دست مریزاد آقای تار...

 

 سالن رودکی دارد به favorite های مکانی این شهر، علاوه می شود. 

 

 کنسرت های خوبی دیده ام این جا.

 

 دو شب پیش به شکلی کاملن قسمتی ، حکمتی ، تقدیری! کنسرت داریوش    

 

 پیر نیاکان بودیم. تمامن با همت آلفونسو.

 

 خدایش خیر دهاد که از تلخی کنسرت چند سال پیش شجریان این همه کاست...

 

 داریوش پیرنیاکان را از " یاد ایام " دوست می دارم. این طور زخمه زدن که آدم را به

 

 عرش می برد و مدام با خود می گویی: این دست ها، این زخمه زدن ، این حس غریب

 

 از بهشت آمده اند....

 

 من ، شنونده ی تکنیکی موسیقی اصیل ایرانی نیستم. تمام هنرم در حدس زدن مقام

 

 یک آواز یا تصنیف ، خلاصه شده! این قدر که با ذوق بپرسم: اون قطعه ی اولی که زد

 

 شبیه موسیقی فیلم مادر علی حاتمی نبود؟؟؟!!

 

 نظراتم راجع به موسیقی کاملن حسی ست.و پیرنیاکان  و زخمه هاش،کاملن راضیم

 

 کرد. بماند که به گفته ی اهل فن هم هیچ کم و کاستی نداشت.

 

 بار اجرا بر دوش او بود. با این که عنوان  اجرا ، کنسرت گروه شهنازی بود!!!

 

 و باز هم به گفته ی اهل فن: این اجرا ، کنسرت حمیدرضا نور بخش و داریوش

 

  پیرنیاکان بود نه گروه شهنازی!!!!!!

 

 نور بخش هم که خوب بود. صدای قدرتمند ، اجرای خوب و دیسیپلین فوق طاقت!

 

 با تمام این اوصاف: البته که ما پس از شجریان، صدای قربانی را می پسندیم و

 

 اوست خلف صادق شجریان. حتی از همایون شان بیشتر!!!

 

 اگر برخی از رفتارهای عوامانه ی  آن جمع خاص ، مثل حضور بچه های پنج ساله!

 

 عکس و فیلم گرفتن های مداوم و تشویق های نه چندان در خور را نادیده بگیریم

 

 شب بسیار خوبی بود.به خصوص که نور بخش از کسایی و خرم یاد کرد و " به اصفهان

 

 رو " ی تاج را هم اجرا کرد.بهترین قسمت اجرا اما اجرای بی اسم پایان کنسرت بود:

 

 " لحظه ی دیدار نزدیک است " ( اخوان ثالث. مشکاتیان. ناظری.)

 

که به حق ، عیش مان را کامل نمود.

 

 باری ، دستان پیرنیاکان را باید بوسید...

 

 امید که تصویر دستانش همیشه پایا باشد در این حافظه ی ناتمام....

 

 

 

 پی نوشت مرتبط: 

 

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی     تو بمان و دگران وای به حال دگران...

 

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن      کین بود عاقبت کار جهان گذران........

 

 شعر از شهریار.

 

 

/ 9 نظر / 26 بازدید
ژولیت

وااااااااااااااااااااااااااااااای.دیدی ماهور؟؟؟ دیدی چه کرد با ما زخمه هاش؟؟؟ دیدی انگار علی اکبر خان بود که می زد... و یادم نمی رود چشم های نمناکت را آن جا که نور بخش خواند: شهر پر شکوه ، قصر چلستون ، کن گذر به چارباغش ...

تاتوره

چه حیف.من نبودم.

مارگریت

و من مثه همیشه عاشق این جور توصیفاتت هستم.کلن چیزایی رو می بینی که خیلیای دیگه نمی بینن و چیزایی رو نمی بینی که خیلیای دیگه می بینن.[لبخند][بغل] خیلی چاکریم.

حسین

واقعن چه هدفی دارن از آوردن بچه به کنسرت موسیقی اصیل؟ خیال کردن کنسرت اندیه! گه زدن به اعصاب ما.

خانم الف

باید بگم خوب تبلیغ میکنی تو این اوضاع کاری نزدیک عید دستمون نمیره به تفریحاتمون البته روزای دیگه هم همینطوره بهونه رو واسه چی گذاشتن؟اما کاش بودم با این توصیفاتی که اوردی جدا جام خالی بوده ...

نوا

ای از این آلفونسو که تو هرچه می کشی از این موجود چی بگم والاست ... وای از این جماعت قدر نشناس تنها یادگار خلف حضرت علی اکبر خان رو باید اینگونه رفتار کرد ؟؟؟؟ آه از این قوم ریائی .....

مردی که حالش خوب است

364 روز از زندگیت متنفر باش اما این عید رو از خودت دریغ نکن . همیشه یه راه در رو بگذار واسه روز مبادا چه روزایی و چه کسایی که توی رودکی برنامه اجرا می کردن . یه زمانی واسه اهلش حکم تئاتر شهر رو واسه بچه های نمایش داشت