دمی با غم به سر بردن،جهان یکسر نمی ارزد...*

 

 

 ژاله ی خانه ای روی آبم این روزها...

 

 

 

 

 - ژاله رو به دکتر : " اگه می دونستم سرنوشت ما رو کی می بافه، ازش

 

 می خواستم مال منو  کلن بشکافه... "

 

 خانه ای روی آب. بهمن فرمان آرا.

 

 

 

 

 

 

 

 سمی ست در رگ های من ، که به سوی شقیقه هایم روان است ،

 

 

 دوری تو... **

 

 

 * حضرت حافظ.

 

 ** از بلاگ قاصدک کویر.

 

پی شنید‌: در هوایت بی قرارم. بی قرارم. روز و شب ... سر ز کویت بر ندارم. بر ندارم

 

 روز و شب...

 

 با صدای شهرام ناظری.

 

پی نوشت: آلفونسو هم رفت. بی که ببینمش یا حتی صداش را بشنوم...

 

 

 

/ 10 نظر / 23 بازدید
سعیده

باید این خانه روی اب رو ببینم خوبی؟ کم پیدا کم پیدا هم اسم قشنگیه ها

گولدن

جمله ی جالبی بود. ولی من سرنوشتم رو خودم دارم می بافم.

آندرومدا

سسسلاممم!من اومدم[لبخند]

گیسو از کوچه خاطره

:-) نه من از اون نویسنده های پر طرفداره مکش مرگه من نیستم ناتمامه عزیزم. (خنده ی شدید) اما پرمشغله ام و خیابون هام پر از چراغ قرمز.

سعیده

کجایی ماهور بانو.؟ دلم برات تنگ شده اىن روزا با یه مشت کبوترو دل تنگی هم خونه ام

میس راوی

کاش کلمه هات برگردن به انگشتات

گلاره

آدم دلش می گیرد از تاریخ های متوقف شده از روزهای گذشته از آدم هایی که انگار دیگر حرفی ندارند ...

میم

بنویس دخترک

سعیده

این روزا اینقدر خوشگل شدم که دلم میخواد برگردی،دوباره به دختر فال فروش بگی بهم بگه خانم خوشگله،از بس که خودت نمی دونم چرا نمی گفتی ماییم و ذکر چهره آبی ات پیدا نیست آی عشق آی عشق

سعیده

این روزا اینقد دلم برات تنگ می شه که فهمیدم چرا آدما اسم کسی رو که دوسدارن رو در و دیوار می نویسن شاید بالاخره اسمشو بنویسم اینجا از بس دلتنگم از بس اینجا شبیه دیوار یه خونه متروکه شده