دیروز  رفتیم کنسرت همایون خان شجریان.

 

جای همه ی عشاقی که نتونستن بیان خالی بود، مخصوصن دیه گو....

 

خوب بود. گرچه قیژک کولی رو که من این همه دوست دارم نخوند! و در عوض ، آخر

 

برنامه به در خواست ملت جو گیر ، مرغ سحر رو خوند با یه اجرای جدید. (با همون

 

 ملودی قدیمی.)

 

به نظر من که شنونده ی نیمه حرفه ای موسیقی اصیل ایرانی هستم همایون در آواز

 

پیشرفت کرده بود.

 

نوازنده ها هم معمولی بودند.

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت : خوشحالم که بعد از این همه مدت ، این اتفاق حالت رو این همه

 

خوب کرد....

 

 

پی نوشت : و خداوند همایون شجریان را آفرید:

 

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف

 

نغمه در نغمه به هر نغمه به یاد یاران

 

قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر.....

 

راست در پرده ی اندوه و فغان باران

 

می زند بی که نگاهی فکند بر چپ و راست

 

رفته از دست و در افتاده زمستی از پای

 

قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر.......*

 

 

 

 

 

 

* شعر از دکتر شفیعی کدکنی.

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: