روزهای سبز حنا مخملباف را دیدم.تنها می توانم گفت: دست مریزاد حنا.دست مریزاد.

 

روزهای سبز قصه ی دختری ست " آوا " نام.قصه ای که ابدن قصه نیست.که تفاوت نمی کند آوا باشی یا ماهور، مرجان، زهرا، افسانه، مریم، الهه یا حتی راضیه...........

 

 

وقایعی که گر چه بارها و بارها دیده و شنیده ای، روایت شان باز هم چشمانت را نمناک خواهند کرد.......

 

 

نا گفته ها بسیارند اما همه خوب می دانید مثل همیشه خواهم گفت: بماند.

 

 

قرار بود دیگر از این روزها ننویسم.از روزهای سبزی که قرار بود سبز تر شوند اما گند تعفن شان به لحظه هایم سنجاق شده...قرار بود ننویسم.تقصیر توست حنا.تقصیر تو..........

 

 

 

پ.ن:دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید    هیهات که رنج تو زقانون شفا رفت....

پ.ن: و خداوند کماکان " استاد شجریان " را آفرید:چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی....   چون که به بخت ما رسد این همه ناز میکنی.......

 

 

شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۸ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: