شهرستانی بودن اصلن چیز خوبی ست. به خصوص که شهرستانش بیش از دو ساعت 

 

با خانه ات فاصله نداشته باشد! که هر وقت از همه چیز و همه کس خسته شدی، کوله 

 

ات را بیندازی پشتت و به شهرت پناه ببری.به خصوص که دو تا مادربزرگ مجرد! هم 

 

باشند که تو بتوانی صبح تا شب ، در خانه شان خاطره بازی و سیر و سلوک داشته

 

باشی! اوهوم. شهرستانی بودن خوب است! اسفند که می شود می دانی اهل

 

خانه، پیش از تحویل سال می روند و پنج شش روز اول بهار تو [که تنها عاشق هفت روز 

 

اول بهار هستی] می مانی و خانه. هر چند غمگین. هر چند ساکت.

 

از همین اول اسفند به فکر تدارک هستی! صبح ها خوش خوشک پا روی پا بیندازی و 

 

برای خودت بکت و مارکز و احمدرضا و ناظم حکمت بخوانی. ظهرها خانه را تاریک کنی

 

با یک بالش و پتو روی کاناپه دراز بکشی و فیلم های افسانه را که قرن هاست

 

امانت داده ببینی. اواسط فیلم، دل ضعفه بگیری و یادت بیاید انگار چیزی به نام غذا

 

هست که نخورده ای! فیلم را puse کنی.بنشینی کمی به فیلم فکر کنی، یک هی ِ

 

کشدار بگویی و قصد کنی به قول افسانه چیزی سمبل کنی برای خوردن!

 

از آن غذاهای گیاهی به قول آلفردو : آشغال خوری! که طبیعتن اصلی ترین ماده ی 

 

تشکیل دهنده اش سویاست!

 

عصرها بروی روی بالکن. آسمان را تماشا کنی. مدام یاد ارنستو باشد و هزار جور خیال

 

موهوم! اگر هانریت بتواند از دیدو بازدیدهای مزخرف نوروز فرار کند ، بروی چارباغ نوردی 

 

و نقش جهان گردی و هویج بستنی خوری توی تریا کاخ که یاد کافه نشینی های

 

گلشیری و رفقا می اندازدت... اگر نتواند برای خودت قهوه درست کنی و وسوسه ی

 

افزودن هل به قهوه رهات نکند! و جمله ی آلساندرو تداعی شود برات: خل جالبی

 

هستی ناتمام!

 

شب ها نت را زیر و رو کنی. ذوق زده از یافتن بلاگ هایی که هم حرف دارند برای گفتن

 

هم هنر گفتن را.

 

اوهوم. شهرستانی بودن کلن چیز خوبی ست!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هی ارنستو ، یک خط و خبری از خودت بفرست این آخر سالی...

 

هی بچه ها ، برای همه ، تن درستی و شادی بی تشویش خواهم خواست.

 

برای خودم ، دوری...

 

 

 

 

 

 

پی نوشت : گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی

 

من ز برای این سخن شهره ی عاشقان شدم............

 

پی شنید : همون پی نوشت! با صدای همایون خان شجریان. از آلبوم " آب نان آواز"

 

 

یکشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٧ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: