پاییز هم رسید. از دیروز هر بار که یادم به یک مهر افتاد حالم خراب شد...

 

 حتی حالا که دارم تایپ می کنم. باز هم داغ همیشه گی اش سرباز کرده...

 

 من اما می خواهم خوب باشم. ناله نکنم. حتی فراتر از این ها : بغض نکنم.

 

 نمی شود. نمی توانم.

 

 بماند...

 

 

 

 

 

 

 امروز زاد روز استاد شجریان هم هست ، باشد که " صدایش از بام بی اعتماد وطن

 

تا همیشه ی روزگار ، طنین انداز باشد..."

 

پی شنید : بسم از هوا گرفتن ، که پری نماند و بالی ، به کجا روم ز دستت، که نمی

 

دهی مجالی... نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی، چه غم اوفتاده ای را ، که تواند

 

احتیالی....همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد ، اگر احتمال دارد به قیامت

 

اتصالی...به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن ، که شبی نخفته باشی به درازنای

 

سالی...

 

 با صدای استاد شجریان. شعر جناب سعدی. از آلبوم غوغای عشق بازان.

 

 

شنبه ۱۳٩۱/٧/۱ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: