آدمی زاد است دیگر.

 

 گاهی دلش خنده و بستنی وانیلی و قدم زدن با فرانچسکو و خل بازی وسط چارباغ

 

 می خواهد..........

 

 آن هم درست ساعت یک ربع به دوازده نیمه شب.

 

 نیمه شب یا صبح؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 نوشته شده در خُل خُلیسم مزمن!

 

 

 

 و خداوند به شکلی کاملن استثایی گوگوش را آفرید!! : منو با خودت ببر/ من حریص

 

 رفتنم..../ عاشق فتح افق / دشمن برگشتنم..................

 

 

 

سه‌شنبه ۱۳٩٠/۳/۳۱ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها:

 

 

درست زمانی که بین این شش میلیارد و اندی آدم که روی کره ی زمین ولو شده اند

 

آدمی پیدا می کنی که همان است که می خواهی.حالا گیرم نه صد در صد.تو بگیر

 

هشتاد ، شاید هم هفتاد درصد.درست در همین زمان که قرار است با آن آدم زنده گی*

 

کنی. زنده گی ها..................به معنای حقیقی کلمه ، آن وقت یک مرض بی موقع

 

لاعلاج مثل سرطان می آید و ..................

 

یا زمانی که کار مورد علاقه تان بعد از سال ها و قرن ها پیدا شد و شما مست این یافتن

 

می باشید ، عزیزتان از دست می رود.........

 

این دنیا تنها ساخته و پرداخته ی کسی به نام " خداوند " است که نه می توان از او

 

بازخواست کرد و نه.............

 

تنها ناسزایش باید گفت........................

 

 

 

 

 

- حال ما " عالیست همچون حال گل . حال گل در چنگ چنگیز مغول."

 

قیصر امین پور.

 

 

و خداوند نامجو را آفرید : ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت؟؟؟؟؟ / کی با ما راه میایی

 

جون مادرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

* شاملوی بزرگ زندگی را زنده گی می نوشت.خوشمان آمد از این سبک. روح زنده گی

 

ش بیشتر است این زنده گی................

 

 

 

شنبه ۱۳٩٠/۳/٢۸ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها:

 

من ، ناتمام ، اعتراف می کنم هنوز بعد از دو سال ،با شنیدن واژه هایی مثل موسوی ،

 

انتخابات ،ستاد،مشارکت ، نظام مقدس جمهوری اسلامی، شهید و واژه هایی از این

 

 قبیل حالم " دگر " می شود........!

 

اعتراف می کنم گندی که بر آینده ی کشورم ،زندگی شخصی خود و دوستان هم نسلم

 

 زده شد تا ابد الآباد پاک شدنی نخواهد بود...........

 

جهت ثبت در تاریخ : ناتمام دیگر تاوان نخواهد داد.دیگر به هیچ کاندیدایی امید نخواهد 

 

بست.دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهد کرد.(حتی در انتخابات مجتمع مسکونی!)

 

دیگر هیچ تلاشی برای هیچ یک از افراد سیاسی این نظام نخواهد کرد.

 

ناتمام تنها وقتی تاوان می پردازد ، وقتی هزینه می کند، وقتی دوباره پا به عرصه ی

 

فعالیت سیاسی می گذارد که تصمیم و انتخابات به تغییر نظام سیاسی/دینی به سمت

 

نظام سکولار منجر شود.........

 

ناتمام دیگر غلط می کند در مملکتی که اکثریت مردمانش به بلوغ سیاسی نرسیده اند

 

کار سیاسی کند..........

 

 

 

 

دو سال پیش ٢٣ خرداد بر ما چه گذشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت ١ :   هی ، هم کنار این روزها ، خرده مگیر بر واژه های نامناسب این پست.

 

گاه تنها واژه هایی از این دست ، حس حقیقی مان را بیان می کند......

 

پی نوشت  بی ربط : و خداوند فریدون فروغی را آفرید:  تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون

 

می زنه/ تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه / من نیازم تو رو هر روز دیدنه/

 

از لبت دوست دارم شنیدنه..............

 

 

 

دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها:

 

 

       " یه نفرایی تو دنیان ، به هزار نفر می ارزن ...... "

 

                                                                                      علی حاتمی.

 

 

 

 

       " یه نفرایی تو دنیان ، دلت می خواد بابای بچه ت باشن ......."

 

                                                                      بلاگ زنانه ترین اعترافات حوا. 

 

 

               

 

      

     " یه نفرایی تو دنیان ، کلن قلمت قاصره از این که اون ور ویرگول رو تموم کنه....."

 

                                                                                             ناتمام.

 

 

 

 

 

 پی نوشت : و خداوند مرضیه را آفرید: از کفم رها شد قرار دل / نیست دست من اختیار

 

دل/ بس که هر کجا رفت و بر نگشت / دیده شد سپید ز انتظار دل............

 

 

 

 

 

شنبه ۱۳٩٠/۳/٢۱ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها:

 

دیروز  رفتیم کنسرت همایون خان شجریان.

 

جای همه ی عشاقی که نتونستن بیان خالی بود، مخصوصن دیه گو....

 

خوب بود. گرچه قیژک کولی رو که من این همه دوست دارم نخوند! و در عوض ، آخر

 

برنامه به در خواست ملت جو گیر ، مرغ سحر رو خوند با یه اجرای جدید. (با همون

 

 ملودی قدیمی.)

 

به نظر من که شنونده ی نیمه حرفه ای موسیقی اصیل ایرانی هستم همایون در آواز

 

پیشرفت کرده بود.

 

نوازنده ها هم معمولی بودند.

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت : خوشحالم که بعد از این همه مدت ، این اتفاق حالت رو این همه

 

خوب کرد....

 

 

پی نوشت : و خداوند همایون شجریان را آفرید:

 

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف

 

نغمه در نغمه به هر نغمه به یاد یاران

 

قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر.....

 

راست در پرده ی اندوه و فغان باران

 

می زند بی که نگاهی فکند بر چپ و راست

 

رفته از دست و در افتاده زمستی از پای

 

قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر.......*

 

 

 

 

 

 

* شعر از دکتر شفیعی کدکنی.

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٩ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: