منتظری در خانه ی ما یک عکس است. یک رساله و یک مقلد هنوز انقلابی: پدرم... عکسی که پنهان شده لابلای ورق های یک توضیح المسائل.چهره ای عجیب که سنبل مظلومیت بود برایم.

 

 

 

صبح که محمد اس ام اس زد و گفت شایعه شده باور نکردم.حتی تا ظهر باز هم باور نمی کردم.تا این که مادر گفت: افسانه خانم خبر دادند و خبر افسانه خانم یعنی خبر موثق .یعنی دریغ.یعنی تاسف.

 

 

 

روح بزرگش خلاصه شد در یک خبر بی عکس از اخبار جمهوری اسلامی: آیت ا... حسینعلی منتظری دار فانی را وداع گفت.

 

 

 

حصر تو امروز شکسته شد...پرواز کن پرنده ی اسیر هزار توی ظلمت...تو آزادی.........

 

 

 

 

پ.ن : لذت می برم از این که می بینم این پست آباد هر روز بیش از پیش به قهقرا می ره........ به قول استادم: ممکنه شما فکر کنین این خیلی فاشیستیه... اما خب لذت می برم.به قول آهو: شدید لی!

 

 

 

 

 

پ.ن بی ربط: سوگواران تو امروز خموشند همه  

           که دهان های وقاحت به خروشند همه

 

 

 

 

پ.ن:آه فرانچسکو محبوب تو را می بینم سر گشته ی بوم و بر سیاسان ....کدامیک از خدایان  را به داد خواهی اش خواهی فرستاد؟؟؟؟؟؟؟؟ هی با تو ام!

 

 

 

 

 

 

 

یکشنبه ۱۳۸۸/٩/٢٩ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ توسط ناتمام نظرات ()
تگ ها: